B.T
Archive Profile Links Designer

#پریا 
همونطور که داشتم چمدونم رو جمع میکردم یهو گرمای دست مسیح رو دور کمرم احساس کردم . سرش رو گذاشت رو شونه ام و 
* میگم .. اگه امشب آرش نمیومد بین ما یه اتفاقایی میافتاد .. مگه نه؟
~ نمی دونم ... تو دوست داشتی میافتاد ؟
* به عنوان مردی که عاشقت شده باید بگم که  سوال چرتی پرسیدی 
بعد ازم فاصله گرفت و رفت چمدون خودش رو جمع و جور کرد . 
~خب این یعنی آره 
*اوهوم.....  نصف این لباسا رو نباید میاوردم . تمیز تمیزن
همونطور که درحال جمع کردن لباسام بودم گفتم 
~بهت بگما اون لباس نمیزاره رو هم باید بشوریم چون ...
برگشتم و نگاه ش کردم . چشام داشت از حدقه میزد بیرون 
~مسیح؟
*خب چیکار کنم بسته نمیشه 
~بسته نمیشه باید بپری روش ؟ عین پت و مت شدی . .. برو کنار ببینم 
کنار زدمش و تمام محتویات چمدون رو خالی کردم 
*چیکار می کنی ؟ تازه جمع کرده بودم 
~ خب جمع کردنت به درد عمت می خوره .
و نشستم با حوصله لباسا رو تا کردم 
........................................‌..............................
~مسیح 
با صدای خودم از خواب بیدار شدم یه نگاه کردم به جای خالی مسیح کردم ترسیدم ولی دیدم پایین تخت با قیافه پوکر داره منو نگاه میکنه . اوفف خداروشکر زنده اس
~چیه؟
به گربه توی دستش اشاره کرد که داشت جیغ میزد
* ۲ ساعته سعی در خوابوندن این داشتم همین که خوابش برد شما بیدارش کردید
~😁..... ساعت چنده ؟
*۷ 
~ هیییی نیم ساعته دیگه باید بریم که ..
*بله😑
_پاشییییید 
~خب حالا نمیذارن بخوابیم 
*😐
~😁
#دلارام 
همچنان آرش سعی میکرد که اون دوتا رو بیدار کنه منم سرم درد میکرد 
+آخ 

_چیشد دلارام خوبی ؟

+آره فقط یکم سرم درد میکنه 

_اوه یا ابلفضل 

+چیه ؟

_خب اوممممم منو تو کجا و چطور باهم آشنا شدیم؟

+ام من ..... نه فکرشم نکن  اون سردرد فرق داشت 

چشماش رو ریز کرد و 

_نکنه....

+نگفتم کمر درد که گفتم سردرد 

انقدر بلند گفتم که پریا و مسیح از اتاق اومدن بیرون .... اوففف آبروم رفت .. آرش هم بایه لبخند مسخره و کج داشت نگام میکرد 

مسیح چشماش رو مالوند و رفت سمت سمت دستشویی 

پریا هم رفت سمت آشپز خونه تا صبحونه رو آماده کنه .

×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×

خب خب به مناسبت اینکه این پارت کوتاه بود و دیر گذاشتم 

یه پارت طولانی رو حتما حتما به زودی یعنی تو این هفته میزارم 😊


پارت۳۴


شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۹  1:22  farin

About Weblog



<-BlogAbout->
Tags

Code